قیمت سکه و ارز
۱۳۹۴/۱۱/۲۲ - ۰۱:۰۵
«سراج 24» گزارش می‌دهد؛

خشم و هیاهوی هومن سیدی؛ بی‌هیاهو و بی‌رمق!/ تصاویری جذاب و ریتمی سریع در فیلمنامه‌ای ضعیف/اثری با کمترین عمق آگاهی‌بخشی

هومن سیدی در «خشم و هیاهو» سعی داشت با گنجاندن تصاویری جذاب و ریتمی سریع و نورپردازی خوش رنگ، اثری جذاب برای مخاطب ایجاد کند اما در فیلمنامه چنان مشکلاتی وجود دارد که نمی تواند درام را شکل داده و به پیش ببرد.

خشم و هیاهوی هومن سیدی؛ بی‌هیاهو و بی‌رمق!/ تصاویری جذاب و ریتمی سریع در فیلمنامه‌ای ضعیف/اثری با کمترین عمق آگاهی‌بخشی

گروه فرهنگی «سراج24»- مرتضی اسماعیل دوست: چهارمین فیلم ساخته شده توسط هومن سیدی از همان ابتدا با نمایش جمله ای از ویلیام فاکنر بر روی پرده که «زندگى به من آموخت هیچ چیز از هیچکس بعید نیست!» مسیر شعارگرایانه خود را طرح ریزی کرد و از این رو با اثری مواجهیم که ادعای ارائه ملودرامی جنایی در بستر ناهنجاری های احتماعی دارد، اما ملغطه ای از بی هویتی های ژانری، ساختاری و فرم روایی است که در آن نمی توان دلیلی برای اتفاقاتی چون قتل یا تصادف و رسوایی خواننده ای مطرح با نام خسرو پارسا پیدا کرد.

از این رو فیلم دائم درجا می زند و توان پیشبرد هسته اصلی روایت مبنی بر شکاف رخ داده در زندگی خواننده ای مطرح را ندارد. همچنین حضور زنی بیگانه با نام حنا که خود را طرفدار عاشق پیشه مرد خواننده در فیلم جا می زند! بدون هرگونه پیشبرد دراماتیزه ای رخ داده و اصولا ریشه تصادف پیش آمده برای تینا، همسر خواننده و ارتباط رخ داده میان حنا و تینا نامشخص است.

نویسنده به جای بازگشایی این گونه ابهامات به سراغ مسیرهای فرعی بی ارتباطی رفته و از این رو نه درامی شکل می گیرد و نه جنایتی برای بیننده تثبیت می گردد.

هومن سیدی در «خشم و هیاهو» سعی داشت با گنجاندن تصاویری جذاب و ریتمی سریع و نورپردازی خوش رنگ، اثری جذاب برای مخاطب ایجاد کند اما در فیلمنامه چنان مشکلاتی وجود دارد که نمی تواند درام را شکل داده و به پیش ببرد. از این رو شاهد یکسری سکانس ها و موقعیت های بیهوده ای در طول فیلم هستیم که ایجاد آن ها گاه حتی مضحکانه می نماید. مثلا در بخشی از فیلم که با ایجاد مقدمه چینی عنوان می شود که حنا می خواهد حرف ناگفته ای را به خسرو و خانواده اش بزند و در حالی که تماشاگر به انتظار گفتار و یا رفتاری از سوی کاراکتر می باشد، همه چیز در سکوت مطلق به پایان می رسد و شیوه میزانسن و طراحی این سکانس توسط سیدی به شیوه ای اشتباه و بدون هرگونه جذابیت تعلیق زایی صورت می یابد.

در این میان تغییر زاویه دید و جابجایی راوی که این بار به جای حنا، خسرو را مسبب این نوع ارتباط نامناسب می داند تنها به عنوان اداپردازی محسوب خواهد شد، چرا که اصلا از این طریق صدای متمایزی در لحن بیان اثر روی نمی دهد و با توجه به نوع بازی ها و دیالوگ های نامناسب و دید سطحی فیلمساز حتی از رمق ابتدایی هم می افتد.

مشخص است که سیدی برای ساخت فیلم «خشم و هیاهو» از پرونده پُر حاشیه شهلا جاهد و ناصر محمدخانی بهره برده است و برای دور شدن از حواشی ممکن با تغییر حرفه فرد از فوتبالیست به خواننده و با وجود این که حادثه فوق می تواند بستر مناسبی برای طرح چنین موضوعی داشته باشد، به سراغ داستانی می رود که پنانسیل جذب بیننده را دارد. از طرفی استقبال قابل توجهی که چند سال پیش برای فیلم «هیس! دخترها فریاد نمی زنند» پیش آمده بود نشان داد که می توان با این گونه آثار به جذب مخاطب دست زد، اما هومن سیدی چنان خام دستانه با ایده خود مواجه می شود که راهی برای توجه منتقد و مخاطب نمی گشاید.

فیلم «خشم و هیاهو» که در ساعات پایانی سه شنبه در سالن سینمایی برج میلاد در کاخ جشنواره برای اهالی رسانه و منتقدان به نمایش درآمد، نتوانست چندان مورد توجه قرار گیرد. فیلمی که بیشترین ضربه را از فیلمنامه سطحی خود می خورد و نیز نگاه ناهمواری که به سینمای جنایی دارد. همچنین برخورد سازنده با مقولات روانکاوانه بسیار پیش پا فتاده و بدون وجود اطلاعات کافی و تحقیقات مناسب روی داده است تا با اثری مواجه شویم که با کمترین عمق آگاهی بخشی تنها می خواهد حرف بزند!

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۴
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••